تبليغاتX
علی حریری - من و بهار
مطالبي درباره هر چي كه برام اتفاق ميوفته
بهار۱۳۷۸: مثل هر روز رفتم سر كار. اون موقع با آقاي بشاش تو بخش اينترنت شركت همكاران سيستم كار مي‌كردم. آقاي بشاش بهم گفت "امروز يكي از آشناهاي خانومم مياد براي مصاحبه. دختر خوشگليه!!" يه جورايي بهم آمار داد. فكر كنم طرفاي ظهر بود كه آقاي بشاش اومد تو اتاق و گفت كه طرف اومده. من هم رفتم كه سر و گوشي آب بدم. روبروي ميز منشي نشسته بود. يك دختر با روپوش و مقنعه سورمه‌اي، عين دانشجوها بود. خيلي جدي و يكمي نگران با دندونهاي ارتودنسي شده منتظر بود كه مصاحبه بشه. از اون دخترايي نبود كه تو نظر اول تو رو به خودش جذب كنه. برگشتم تو اتاقم و به آقاي بشاش گفتم: "همچين چيز محشري هم نبودا!!!!"

عصري رفتم دفتر بابا بهش يه سري بزنم. بابا اون موقع مدير بخش توليد شركت همكاران بود. ديدم يك فرم استخدامي رو ميزش هست:

نام: آزاده

نام خانوادگي: حائري

تاريخ تولد: ۱۳۵۵

مدرك تحصيلي: ليسانس كامپيوتر

دانشگاه: شهيد بهشتي

نظرمو جلب كرد. به نظر متقاضي جالبي بود. چقدر با هم وجه تشابه داشتيم. فاميلامون شبيه هم بود. هم سن بوديم. رشته تحصيليمون هم يكي بود. تو دانشگاه دختر عمم هم درس خونده بود. فرم استخدامي همون دختر خانوم جدي بود. گفتم: "بابا مي‌خواين استخدامش كنين؟" گفت:"آره"

اون روز اون خانوم استخدام شد و بعد از كمتر از دو سال شد همسر و شريك زندگي من.

امروز من و آزاده ۶ ساله كه يك زندگي شيرين رو با هم سپري مي‌كنيم و در هيجان و اشتياق ورود يك عضو جديد به خانواده دو نفريمون هستيم. اسم اين عضو جديد خانواده رو هم قراره بذاريم "بهار" به هر كي اسمشو مي‌گيم فوري ميگه "اون كه تو تابستون به دنيا مياد!!"

آخه هيچكس نميدونه كه من عشقم رو توي يه روز بهاري پيدا كردم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت 13:49  توسط علي حريري | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
من علی حریری 30 سال دارم!
عاشق:
مطالعه مقالات بازاريابي
آهنگ‌هاي كريس دي برگ
تماشای فوتبال
بازی بدمینتون
تيم فوتبال ايتاليا
شکلات
سر و کله زدن با بچه های کوچولو (فکر بد نکنین لطفا)
مرغ (در هر مدل خوراكي، خصوصا كنتاكي)
خانواده ام
و مهمتر از همه همسر عزیزم هستم

نوشته های پیشین
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
دی 1385
مهر 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
پیوندها
همسر مهربونم
سایت مرجع مدیریت نوین در ایران
عمه پتا!
علی خالی‌بند
اسطوره صبر!
ماجراهاي شين خانوم و سينا
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان